نویسنده : مارگارت اتوود
مترجم : سهیل سمی
نوبت چاپ : ٣
تعداد صفحات : ٥٠٣
نوع جلد : شومیز
قطع : رقعی
سال نشر : ١٣٩٩
سال چاپ اول : ١٣٩٦
موضوع : داستانهای کانادایی
نوع کاغذ : بالکی
وزن : ٤٨٥
شابک : ٥ -٣٤٥-٢٧٨-٦٠٠- ٩٧٨
دسته بندي : عمومی

خورشید به بالادست آسمان می خزد و هر دم بر سوزندگی شعاع های نورش می افزاید. سرش سنگین است. جانوری پیچکی شکل و کلفت می خزد و دور می شود و درست هنگامی که پای اسنومن کنار او پایین می آید، تکانی به زبانش می دهد. باید بیشتر مراقب باشد. این مارها سمی اند؟ آیا آن دُم بلندی که نزدیک بود پایش را روی آن بگذارد، در قسمت جلوی بدن پوشیده از خزی نازک نبود؟ درست ندیده بودش. امیدوار است چیزی ازشان باقی نمانده باشد. ادعا کرده بودند که تمام مَرموش ها نابود شده اند، اما برای ازدیاد نسل فقط به یک جفت نر و ماده نیاز بود؛ یک جفت، آدم و حوای مرموش ها و یک آدم عجیب و غریب با دلی پر از بغض و کینه، که آن ها را در طبیعت رها کند تا زاد و ولد کنند، و از این تصور که آن ها در دل لوله های فاضلاب وول بزنند لذت ببرد. موش هایی با دُم های بلند و سبز و فلس دار و دندان های نیشی چون مارهای زنگی. تصمیم می گیرد در این مورد فکر نکند.
در عوض شروع می کند زیر لب زمزمه کردن تا سر حال بیاید. آن آواز چه بود؟ «سرزمین عجایب زمستانی.» مدت ها بعد از آخرین برفی که بارید، این آواز را هر کریسمس گروهی در بازارچه ها می خواندند. آهنگی در مورد کلک زدن به یک آدم برفی، قبل از آن که آب شود.
بستن
*به
این نظر امتیاز دهید
*نام و نام
خانوادگی * پست
الکترونیک * متن پیام
|
میدان انقلاب
شماره تلفن ثابت: 02166417209، 02166417622
فروشگاه اینترنتی طب گستران