نویسنده : محمدعلی دستمالی
نوبت چاپ : ١
تعداد صفحات : ١١٩
نوع جلد : شومیز
قطع : رقعی
سال نشر : ١٤٠٠
موضوع : داستانهای فارسی
نوع کاغذ : بالکی
وزن : ٢١٥
شابک : ٨ -٢٢٠-٦٦٦-٦٢٢- ٩٧٨
دسته بندي : عمومی

میرزا گفت: «نترس. به موقع می رسه. داستان واسه من یه جور آلبوم عکسه. داستان که تموم بشه، دونه دونه عکس ها رو می چینم، بعد فاز فیلمنامه و دیالوگ و بعدش هم دکوپاژ.»
امیری، با نگاهی که گویی قانع نشده، زوم کوتاهی روی صورت میرزا کرد و بعد نگاهش متوقف شد روی صفحه ای دیگر. کاغذ را برداشت و بلند خواند: «در شب تاریک تهران، داد می زنند و مشعل در عمارت قوام می اندازند. لاله بلورین دستکار چکسلواکی می شکنند و فرش نفیس کاشان بر آتش می اندازند... این کجای داستانه؟»
گفت: «دوران محمدرضا. شورش نان. مردم گرسنه، می ریزن خونه نخست وزیر رو آتیش می زنن. شاه هم کاری نمی کنه. دوس داره مردم دق دلی شون رو سر نخست وزیر خالی کنن.»
پرسید: «می تونی شخصیت اصلی ها رو کم کنی؟ اون لیستی که دفعه قبل به م دادی خیلی طولانیه.»
با تشر پرسید: «اینا به کدوم هاشون حساسن؟»
گفت: «نه. اینا چیزی نگفته ن هنوز. ولی لیست خیلی طولانیه.»
بستن
*به
این نظر امتیاز دهید
*نام و نام
خانوادگی * پست
الکترونیک * متن پیام
|
میدان انقلاب
شماره تلفن ثابت: 02166417209، 02166417622
فروشگاه اینترنتی طب گستران